روان شناسی، خود درمانی و تربیت


اختلال شخصیت مرزی یکی از شایع ترین انواع اختلالات شخصیتی است و متاسفانه رو به افزایش است.

افراد مبتلا به این اختلال، خودانگاره ای بسیار بی ثبات دارند؛ روابط میان فردی شان نیز بسیار بی ثبات است. آنها معمولا سابقه ی روابط شدید اما پرآشوب دارند که معمولا آرمانی کردن مفرط دوستان یا معشوق ها را شامل می شود که در نهایت به سرخوردگی و ناامیدی می انجامد. خشم شدید و نشانه های بی ثباتی عاطفی ویژگیهای مهم این اختلال است.

علل این اختلال شخصیتی، اکتسابی یا تجارب ناشاد در دوران کودکی است. نقش تجارب ناشاد دوران کودکی به خصوص در سه سال اول زندگی بسیار اهمیت دارد. بی ثباتی مادر به دلایل مختلف، طرد کودک، و عدم وجود دلبستگی امن در دوران کودکی، درگیری بین والدین، تنبیه کودک و بی توجهی به احساسات وی، طلاق والدین، والدین گرفتار و ناسازگار و …از علل اصلی این اختلال بشمار می آیند.

از ویژگیهای بارز اختلال شخصیت مرزی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • روابط متزلزل: این افراد روابط پایدار و با ثباتی در رابطه با خانواده، فامیل و دوستان خود ندارند.
  • این افراد ممکن است سریعا علاقه شدیدی به یک فرد پیدا کنند و ناگهان از آن شخص متنفر شوند.
  • هرگونه جدایی و یا تغییر در برنامه مورد انتظار، می تواند یک واکنش شدید و احساس طرد را در بیمار مبتلا ایجاد کند.
  • هنگامی که این افراد به یک چیز و یا کسی علاقه داشته باشند و آن چیز یا آن شخص از دست برود، احساس پوچی و انزوای شدید خواهند داشت.
  • خشم بی جا: شرایط خارج از کنترل و یا ناچیز می توانند افراد مبتلا را بسیار خشمگین کند. برای مثال، اگر والدین و یا همکاران برای مدت کوتاهی به فرد مبتلا بی توجه باشند و اعتنا نکنند این فرد بخاطر وجود احساس انزوا و طرد، بسیار خشمگین خواهد شد.
  • احساس پوچی: هنگامی که این افراد به یک چیز یا کسی علاقه داشته باشند و آنرا از دست بدهند احساس پوچی به آنها دست می دهد که توان مقابله با آنرا نخواهند داشت.
  • ترس از تنها ماندن: خشم و ترس شدید در این افراد از حس تنها ماندن سرچشمه می گیرد. این افراد حتی اگر تجسم کنند که تنها هستند دچار ترس و عصبانیت می شوند. و این می تواند مشکل جدی در روابط خانوادگی آنها ایجاد کند.
  • از دیگر علایم اختلال شخصیت مرزی می توان به احساس بی ارزشی، بی عشقی، و پوچی می باشد.

اشتباهات تربیتی که باعث ایجاد شخصیت مرزی در شخص می شود:

  • والدینی که اهل تمسخر کردن کودک هستند
  • والدینی که به شدت فرزندشان را تنبیه می کنند و زمانی که عصبانی نیستند به او عشق فراوان میدهند
  • والدینی که کتک می زنند
  • والدینی که نفرین می کنند
  • والدینی که به فرزندشان این پیام را می دهند که تو بدی
  • والدینی که در مقابل فرزندشان با یکدیگر با خشونت کلامی یا فیزیکی رفتار می کنند

در چنین شرایطی، عشق به والدین در کودک به ودیعه گذاشته می شود و زمانی که والدین نفرت را به فرزندشان با رفتار و گفتار اشتباهشان می آموزند فرزندشان برای تمام عمر بین عشق و نفرت سرگردان خواهد ماند

درمان :

 رفتار درمانی هم برای مهار تکانه‌ها و فورانهای خشم بیمار و برای کم کردن حساسیت او به انتقاد و طرد استفاده کرده‌اند. پرورش مهارتهای اجتماعی به ویژه با استفاده از تماشای مجدد فیلم ویدیویی رفتاری‌های خود، مفید است و باعث می‌شود که بیمار بتواند اثر اعمالش را بر دیگران ببیند و از این طریق، رفتار بین فردی خود را بهتر کند.

بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی اگر در محیط‌های بیمارستانی تحت روان‌درمانی فشرده – هم فردی و هم گروهی – قرار بگیرند، نتیجه خوبی به دست می‌آید. در این محیط‌ها همچنین کارکنان آموزش دیده‌ای که در مکاتب و رشته‌های مختلفی ورزیده‌اند، وجود دارند و با آنها کار می‌کنند و در نتیجه آنها از درمان‌های گوناگونی مثل کاردرمانی، تفریح درمانی و حرفه درمانی سود می‌برند. این برنامه‌ها خاصه زمانی مفید واقع می‌شود که محیط خانه بیمار به دلیل تعارضهای درون خانوادگی یا فشارهای روانی دیگری مثل بدرفتاری والدین، به توانبخشی بیمار ضرر برساند. در محیط حفاظت شده بیمارستان می‌توان برای بیمار مبتلا به اختلال شخصیت مرزی که بسیار تکانشی است و خودزنیهای فراوان می‌کند، محدودیت وضع کرد و او را تحت نظر قرار داد. مطلوب آن است که بیمار آن قدر در بیمارستان بماند که بهبود قابل توجهی در وی دیده شود و این در برخی از موارد، تا یک سال هم ممکن است طول بکشد. سپس می‌توان بیمار را مرخص کرد وا و را به نظام‌های حمایتی ویژه‌ای مثل بیمارستان‌های روزانه، بیمارستان‌های شبانه، و خانه‌های سر راهی سپرد.

دارودرمانی: برای مقابله با خصایص شخصیتی معینی که کارکرد کلی بیمار مبتلا به اختلال شخصیت مرزی را به هم می‌زند، دارو درمانی مفید است. داروهای ضد روان‌پریشی برای مهار خشم، خصومت، و حملات گذرای روان‌پریشی به کار می‌رود. داروهای ضد افسردگی، خلق افسرده را که دراین بیماران شایع است، بهبود می‌بخشد. مهار کننده‌های منوآمین اکسیداز (MAOIها) در برخی از بیماران برای میزان کردن رفتار تکانشی آنها مؤثر بوده است. بنزودیازپین‌ها به ویژه آلپرازولام برای رفع اضطراب و افسردگی مفید است، منتها در برخی از بیماران با مصرف این دسته از داروهامهارگسیختگی دیده شده است. داروهای ضد صرع مثل کاربامازپین ممکن است کارکرد کلی برخی از بیماران را بهتر کند. داروهای سروتونرژیک مثل مهارکننده‌های انتخابی باز جذب سروتونین (SSRIs)نیز در برخی از بیماران مفید بوده است. 

برگرفته از: 

ویکیپدیا، چکیده روانشناسی بالینی هارولد کاپلان


در خصوص این مطلب نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *