روان شناسی، خود درمانی و تربیت

من روانشناس نیستم


من روانشناس نیستم. ولی همیشه به روانشناسی علاقه داشتم و به خصوص با کار کردن در کنار افرادی که روی علوم اعصاب تحقیق می کردند و همینطور برنامه مهاجرتمان، علاقه من به تحقیق در خصوص بیماریهای روانی بیشتر شد؛ اینکه روند ایجاد بیماریهای روحی و روانی در مردم به چه صورتی است و چقدر روح و روان آدمی می تواند تحت شرایط مختلف تحت تاثیر قرار بگیرد و روی عملکرد عادی فرد موثر باشد و از همه مهمتر اینکه چقدر تلاشهای خود فرد می تواند در بهبود شرایط وخیم ایجاد شده مثمر ثمر باشد.
خود درمانی در اینجا به هیچ وجه به معنی درمان های سرخود نیست. تنها ارائه راهکارهای ساده ای است که همچون دیگر راهکارهای بهبود زندگی، همه از آنها مطلعیم و تنها هر از گاهی نیاز به تکرار آنها داریم. خود درمانی یعنی رسیدن به این باور که بتوانیم در پیشرفت بیماری ایجاد شده اثرگذار باشیم و بهبود و روند درمان رو تسریع کنیم. گفتن این جمله خیلی ساده است. ولی باید و باید روی خودمون کار کنیم . من معتقدم هیچ کسی در هیچ مقطعی از بیماریهایی نظیر افسردگی، حتی در مراحل حاد، به اندازه خود فرد نمی تواند کمک کننده باشد(البته این کار نیازمند اراده قوی و باور عظیمی به بهبود در خود فرد است)، گاهی بیماری آنقدر پیشرفت می کند که چاره ای جز کمک گرفتن از مشاور و درمانگر نیست. با این وجود، متاسفانه مشاوره در ایران هنوز هم بین مردم آنطور که باید، جا نیافتاده و هنوز بسیاری از مردم، حتی تحصیل کرده ها رفتن نزد مشاور، درمانگر و روانپزشک را راهی برای بهبود نمی دانند.
این مجموعه، تنها ارائه دهنده راهکارهای تجربه شده ای است که با وجود سادگی، در مراحل مختلف بیماری های روانی نظیر افسردگی و اضطراب و … در شرایط مختلف می توانند بسیار کمک کننده باشند؛ همچنین بررسی شرایط بحرانی که در زندگی تک تک ما امکان ایجاد آنها وجود دارد و ممکن است ایجاد کننده بیماریهای اینچنینی باشد به همراه راهکار های مناسب به روز دنیا. در اینجا شایان ذکر است که مسلما هیچ کدام از راهکارها و موارد ذکر شده درمان قطعی محسوب نمی شوند.


در خصوص این مطلب نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *